باز آمدنِ تو، باز دیدن دارد
سرسبزیِ لبریزِ تو، چیدن دارد
با اینهمه دردِ کهنه، نوروز! هنوز
آواز تو از دلم، شنیدن دارد
نقاشی از ژاله پورهنگ

◘ از پونه پیام ِ آشنا می آید
عطرِ علف از عاطفه ها می آید
خیزید و به روی عاشقان گُل ریزید
ای منتظران! بهار ِ ما می آید
◘ این بار، چو این بهار می باید زیست
سرشار و شکوفه بار، می باید زیست
امروز که رنگِ شادیت سُرخ تر است
شاداب تر از انار، می باید زیست
◘ برخیز و بیفشان و بباران، ما را
سبز است ترانه بهاران، ما را
ای شعله هر شکفته، ای آتشِ عشق
برخیز و برانگیز و بسوزان، ما را
◘ من چون چمنم تو بادِ فروردینی
من، داغِ هزار لاله، تو نسرینی
آزاده تر از سرودِ سروستانم
گر با من و آرزوی من، بنشینی
◘ باز آمدنِ تو، باز دیدن دارد
سرسبزیِ لبریزِ تو، چیدن دارد
با اینهمه دردِ کهنه، نوروز! هنوز
آواز تو از دلم، شنیدن دارد

